تبليغاتX
گه وره پیاوانی کورد

گه وره پیاوانی کورد

چهره های ماندگار کردستان

به خیر هاتن!

 

به خیر هاتن!...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:25  توسط ؟؟؟  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:22  توسط ؟؟؟  | 

عبدالرحمان قاسملو در سیزدهم ژوئیه ۱۹۸۹ در وین ترور شد. برخی معتقدند او در حال مذاکره‌ای شدیدا مخفی با سرویس اطلاعاتی سپاه پاسداران بوده و توسط دولت وقت ایران به قتل رسیده‌است ولی دولت ایران گاه به گاه این مسئله را تکذیب کرده‌است.[نیازمند منبع]

قاسملو ۲۲ دسامبر سال ۱۹۳۰ م برابر با ۱ دیماه (۱۳۰۹ شمسی‌)‌ در یک خانواده‌ زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه متولد شد. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ وسپس در تهران بپایان رسانید.

قاسملو در سال ۱۳۲۴ فعالیت سیاسی‌ خود را با تشکیل اتحادیه‌ی‌ جوانان دمکرات کردستان در شهر ارومیه‌ آغاز کرد. سال ۱۳۲۵ جمهوری مهاباد سقوط کرد. متعاقب آن وی‌ نیز جهت تحصیل راهی‌ تهران گشت و در سال ۱۳۲۷ برای‌ ادامه‌ تحصیل به‌ پاریس، پایتخت فرانسه‌ رفت. رسیدن به‌ پاریس مصادف با تیراندازی‌ به‌ سوی‌ شاه‌ در دانشگاه‌ تهران (۱۵ بهمن ۱۳۲۷) بود. در همان مدت اقامت خود در فرانسه‌ با همکاری‌ چند تن دیگر از دانشجویان کرد انجمن دانشجویان کرد در اروپا را تأسیس کرد.

قاسملو به‌ عنوان اولین بورسیه‌ ایرانی‌ «اتحادیه‌ بین المللی‌ دانشجویان» به‌ پراگ پایتخت چکسلوواکی‌ رفت.

طی‌ مدتی‌ که‌ در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای‌ اتحادیه‌ی‌ بین المللی‌ دانشجویان نیز شرکت داشت. سال ۱۳۳۰ به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ دانشجویان ایرانی‌ در دومین کنگره‌ی‌ آن سازمان که‌ در شهر پراگ برگزار گردید شرکت کرد. در همان مدت به‌ عنوان نماینده‌ی‌ ایران در بیشتر گردهمایی‌ها و کنفرانسهای‌ فدراسیون جهانی‌ جوانان در شهر بوداپست، پایتخت مجارستان شرکت می‌کرد.

در سال ۱۳۳۱ در زمان حکومت دکتر مصدق، قاسملو بعد از اینکه‌ در دانشگاه‌ پراگ موفق به‌ اخذ لیسانس علوم اجتماعی‌ و سیاسی‌ شد، به‌ ایران بازگشت. در آن موقع میان حزب دمکرات کردستان و حزب توده ایران وحدت تشکیلاتی‌ وجود داشت. قاسملو پس از شش ماه‌ فعالیت در تهران به‌ مهاباد برگشت و در آنجا مسۆلیت کار حزبی‌ را به‌ عهده‌ گرفت. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ناچار شد به‌ فعالیت مخفی‌ روی‌ آورده‌ و مخفیانه‌ در تهران و کردستان مشغول فعالیت حزبی‌ شود.

در این فاصله‌ سرپرستی‌ روزنامه‌ «کوردستان»، ارگان مرکزی‌ حزب را بر عهده‌ داشت که‌ تنها پنج شماره‌ آن مخفیانه‌ به‌ چاپ رسید و نیز در همین مدت بود که‌ یک کمیته‌ سراسری‌ جهت فعالیتهای‌ حزب دمکرات کردستان به‌ سرپرستی‌ وی‌ تشکیل گردید.

بعد از شکست جمهوری مهاباد، سطح رشد و تنزل جنبش کردها، به سطح اختلاف میان روابط ایران و عراق بستگی پیدا کرد. در آن زمان مرکز حزب دمکرات کردستان ایران به عراق انتقال یافت. در زمان عبدالرحمان قاسملو روابط بین حزب دمکرات کردستان با حزب بعث عراق به سطح همکاری رسید.

عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی‌ در ایران و بویژه‌ در کردستان، سال ۱۳۳۶ بار دیگر به‌ چکسلوواکی‌ رفت. در سال ۱۳۳۷(۱۹۵۸) پس از پیروزی‌ انقلاب عراق همراه‌ با تنی‌ چند از اعضای‌ مسئول حزبی‌ کوشش نمودند با اقامت در خاک عراق، سازمانهای‌ حزبی‌ را در داخل کشور احیا نمایند.

به‌ دلیل کارشکنی‌ بعضی‌ از رهبران حزب دمکرات کردستان عراق کاری‌ از پیش نبردند، و در سال ۱۳۳۹ به‌ دستور دولت عراق ناچار شد آن کشور را ترک گوید و به‌ پراگ برگردد.

سال ۱۳۴۱(۱۹۶۲) قاسملو در دانشگاه‌ پراگ به‌ اخذ درجه‌ دکترا در رشته‌ علوم اقتصادی‌ نایل آمد و تا سال ۱۳۴۹ در آن دانشگاه‌ درس «اقتصاد سرمایه‌داری‌ و اقتصاد سوسیالیستی‌ و تئوری‌ رشد اقتصادی‌» را تدریس می‌کرد.

در این فاصله‌ دکتر قاسملو چند کتاب و جزوه‌ را در رابطه با مشکلات اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآورد که‌ معروفترین آنها کتاب «کردستان و کرد» می‌باشد. این کتاب که‌ در اصل به‌ زبان چکی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآمده‌ است تاکنون به‌ زبانهای‌ انگلیسی‌، سلواکی‌، لهستانی‌، عربی‌، کردی‌، فارسی‌ و بخش‌هایی‌ از آن نیز به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است. قاسملو با زبانهای‌ کردی‌، فارسی‌، ترکی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی‌، چکی‌ و روسی‌ آشنایی‌ کامل داشت.

سال ۱۳۴۹ بعد از صدور بیانیه‌ی‌ ۱۱ مارس و توافق میان رهبری‌ جنبش کردستان عراق با دولت آن کشور امکان فعالیت سیاسی‌ در کردستان ایران بیشتر شد. در این فرصت دکتر قاسملو از اروپا بازگشت و به‌ یاری‌ چند نفر از یاران نزدیک خود مسئولیت احیای‌ سازمانهای‌ حزب دمکرات کردستان را به‌ عهده‌ گرفت.

در کنفرانس سوم حزب که‌ در خردادماه‌ سال ۱۳۵۰ برگزار شد، دکتر قاسملو به‌ عضویت کمیته‌ی‌ مرکزی‌ و سپس به‌ دبیرکلی‌ حزب دمکرات کردستان انتخاب شد و از آن به‌ بعد در همه‌ی‌ کنگره‌های‌ حزبی‌ به‌ عنوان دبیرکل برگزیده‌ شد.

عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ماه‌ سال ۱۳۶۸ در حالی‌ که‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ راه‌حل مسالمت آمیز در ایران با تنی‌ چند از نمایندگان حکومت جمهوری‌ اسلامی‌ در وین بر سر میز گفتگو برای‌ مذاکرات صلح نشسته‌ بود، به‌ دست نمایندگان دولت کشته شد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:21  توسط ؟؟؟  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:4  توسط ؟؟؟  | 

ملا مصطفی بارزانی (۱۴ مارس ۱۹۰۳ - ۱ مارس ۱۹۷۹) از رهبران جنبش ملی‌گرای کرد در عراق و نخستین رهبر حزب دموکرات کردستان عراق بود.[نیازمند منبع] او در سال‌های متعددی رهبری عملیات مسلحانه برای استقلال کردستان عراق را به عهده داشت.


ژنرال مصطفی بارزانی در روستای بارزان در ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در کردستان عراق (در آن هنگام: بخشی از امپراتوری عثمانی) متولد شد.

او در سال‌های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ به همراه برادر بزرگ‌ترش، شیخ احمدبارزان، از سران جنبش استقلال کردستان بود. در ۱۹۳۵ با سرکوب این جنبش او به همراه برادرش به سلیمانیه تبعید شد.ملا مصطفی در ۱۹۴۲ از سلیمانیه گریخت و شورش جدیدی را علیه بغداد آغاز کرد که نهایتا ناموفق بود.بعد از آن ملا مصطفی به همراه هزار نفر از طرفداران و خانواده‌هاشان به ایران مهاجرت نمود.

در دسامبر ۱۹۴۵ حزب دموکرات کردستان ایران با حمایت اتحاد شوروی تشکیل جمهوری مهاباد در مناطق شمال غربی ایران را اعلام کرد. ملامصطفی از ژنرالهای نامی جمهوری مهاباد و فرمانده کل قوای کردستان در آن ایام بود.در این 11 ماه و در تاريخ 16/8/1946 حزب دموکرات کردستان عراق نیز در بغداد تأسیس شد و بارزانی (به صورت غیابی) به عنوان نخستین رئیس این حزب نیز هم‌زمان انتخاب شد.

بعد از خروج نیروهای شوروی از ایران در مه ‌۱۹۴۶ (که بر طبق توافق‌نامهٔ یالتا صورت گرفت) جمهوری مهاباد دچار ضعف شد و نهایتا در دسامبر توسط نیروهای ایران سرکوب شد و رهبرانش اعدام و زندانی شدند. اما ژنرال بارزانی موفق شد بعداز یکسری جنگ های پارتیزانی به عراق برود. در آن‌جا نیز او دچار مشکل شد و نهایتا با حدود ۵۰۰ نفر ازبهترین پیشمرگه‌هایش بعد از جنگ هائی افسانه ایی از طریق خاک ترکیه و ایران به آذربایجان در اتحاد شوروی رفت و در آن‌جا ضمن خلع سلاح پناهنده گردید.

در ۱۹۵۱ بسیاری از پیشمرگه‌هابارزانی موفق شدند در باکو مستقر شوند و بعضا به تحصیلات خود ادامه دهند. بارزانی شخصا به مسکو رفت و به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی ونظامی پرداخت و با تبعیدی‌های کردآن زمان تماس حاصل کرد.

در ۱۹۵۸ و پس از کودتای جمهوری‌خواهان ژنرال بارزانی توسط نخست وزیر وقت عبدالکریم قاسم به عراق دعوت شد. اوهمراه با استقبالی کم نظیر به عراق بازگشت و خواستار استقلال نواحی کردنشین شمال عراق شد. این باعث پیدا شدن اختلافاتی بود که نهایتا در ۱۹۶۱ به حملهٔ نیروهای دولت مرکزی و قاسم علیه کردستان انجامید. بارزانی وهمراهانش در نتیجه مجدداً به کوهستانهای کردستان پناه بردند.

در مارس ۱۹۷۰ رهبران کردستان با بغداد به توافقاتی رسیدند و بر به رسمیت شناخته شدن قومیت و زبان کردها و موقعیت برابر آن‌ها با اعراب تاکید شد. در مارس ۱۹۷۴ مصطفی بارزانی این بار با حمایت محمدرضا شاه پهلوی و آمریکا جنگ جدیدی علیه حکومت عراق را آغاز کردکه با پیروزی های بزرگی همراه بود. در اوایل سال ۱۹۷۵ توافق‌نامه‌ای در الجزیره بین شاه مخلوع ایران و صدام حسین بر سر اروندرود امضا شد و نتیجتا ایران هرگونه کمک به شورش کردهای عراق را متوقف کرد و فشار زيادى بر شوشرش كردها وارد اورد براى عقب نشينى از عراق و بارزانی این‌بار نیز تنها ماند.و موقتا عقب نشينى شد و در سال بعد دوباره حزب و بيشمركان به رهبرىبارزانى كار خود را از سر كرفتند ولى بعد از مدتى بعلت مريضى و برا ی معالجه بیماری سرطان ریه به ایالات متحده رفت و نهایتا در ۱ مارس ۱۹۷۹ در بیمارستان جورج تاون در واشنگتن، آمریکا بعد از عمری مبارزه در راه ملت کرد درگذشت.ولى خانواده ايشان دوباره با جديت تمام مبارزه را از سر كرفتند و بعد از جند سال در سال 1991 توانست به بعضى از حقوق كردها برسد

و پسر او مسعود بارزانی رهبر کنونی حزب دموکرات کردستان عراق و رئیس کنونی حکومت منطقه آزاد اقلیم کردستان است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:2  توسط ؟؟؟  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:31  توسط ؟؟؟  | 

قاضی محمد (درگذشته ۱۹۴۷) که نزد نیروهای سیاسی ملی‌گرای کرد به پیشوا قاضی (Pêşewa Qazî) مشهور است بنیانگذار جمهوری مهاباد بود.

قاضی محمد از شخصیت‌های مطرح شهر مهاباد بود و در سال ۱۳۲۳ به جمعیت احیای کرد (ک.ژ.ک.) پیوست و بزودی فرد اصلی آن جریان شد. در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عده‌ای دیگر از کردها به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این گروه خواهان کشوری کرد بودند و امیدوار بودند از شوروی کمک مالی و تسلیحاتی دریافت کنند. در بازگشت از این سفر قاضی محمد نتایج گفتگوها را با سران (ک.ژ.ک.) در میان گذاشت و سپس بیانیه‌ای با امضای قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان ایران اعلام و‌هدف‌های حزب برشمرده شد. به این ترتیب در روز دوم بهمن‌ماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان ایران منعقد شد. در این کنگره نام (ک.ژ.ک.) و شعارهایش را تغییر دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:29  توسط ؟؟؟  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 17:56  توسط ؟؟؟  | 


«هيمن» تخلص شعري «شيخ محمد امين شيخ الاسلامي مكري» است. كسي كه بعد از  سال‌ها زندگي در عالم ادب ادعا كرد كه تنها بهره‌اي كه از هنر شعر و شاعري برده است كم شدن شر اين نام دور و دراز از سرش بوده است. هيمن سال 1300 هجري شمسي در روستاي «لاچين» واقع در 5 كيلومتري جنوب مهاباد در خانواده‌اي متمول و صاحبب نام متولد شد. خانواده‌اي با سرپرستي پدري كه براي هميشه داغ هم‌بازي شدن با بچه‌هاي پابرهنه و ژنده‌پوش اما در عين حال آزاد و بازيگوش را بر دل او گذاشت. بعد از شكست جمهوري مهاباد (1326 ه.ش) او با لقب «شاعر ملي» مدت زماني چشمگير بود كه زندگي به شيوه‌ي همان بچه‌ها را برگزيده بود. «هيمن» از سال 1326 تا 1357 پيوسته تحت تعقيب ساواك و ماموران دولتي بود؛ ب طوري كه چند بار مخفيانه به ايران بازگشت اما هربار به ناچار راه كشور عراق را در پيش گرفت. با پيروزي انقلاب مردم ايران پا به ميهن خويش گذاشت. بار ديگر وارد جريانهاي سياسي شد، اين بار ديري نپاييد كه او ـ همان گونه كه جلال آل احمد ـ سياست را بوسيد و كنار گذاشت. از سال 1362 با سردبيري مجله‌ي «سروه» صرفا به كار ادبي پرداخت.

آثار ماندگار اين شاعر و نويسنده در قالب‌هاي داستان، شعر، مقاله، تصحيح و ترجمه مانع از آن شد كه نام او پس از درگذشتش در روز 29 فروردين ماه 1365 از خاطره‌ها محو شود.

بهره‌گيري از عناصر طبيعتي خشن، استفاده از ادبيات شفاهي و پشوانه قرار دادن فولكلور و فرهنگ بومي، در عين به خدمت گرفتن انواع آرايه‌هاي ادبي ويژگي‌هايي از شعر «هيمن» است كه خوانندگان اين مجموعه مي‌توانند تا اندازه‌اي به درك آن‌ها نايل آيند. اما با كمال تاسف دو ويژگي برتر شعر او، كه يكي تسلط اعجاب برانگيز او بر زبان و ديگري قدرت انكار ناپذيرش در سرايش است، به طور كلي بر آن‌ها كه صرفا خواننده‌ي ترجمه‌ي آثار او هستند، پوشيده مي‌ماند. در حقيقت اين دو ويژگي اخير، «هيمن» را كه از جمله‌ي آخرين شاعران كلاسيك جديد در ادبيات كردي است، از ديگر شاعرانِ هم‌سبك ممتاز داشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 17:54  توسط ؟؟؟  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 17:43  توسط ؟؟؟  |